پادشاه ممالک خطیم/صفحه مشق ما قلمرو ماست
موضوعات وبلاگ : هنری/حقوقی/روابط عمومی/طنز و حکایات عبرت آموز
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نوشته شده در تاريخ دو شنبه 28 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
نوشته شده در تاريخ دو شنبه 28 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
بزرگی در عالم خواب دید که کسی به او میگوید: فردا به فلان حمام برو وکار روزانه حمامی را از نزدیک نظاره کن. دو شب این خواب را دید و توجه نکرد ولی فردای شب سوم که خواب دید به آن حمام مراجعه کرد دید حمامی با زحمت زیاد و د ر هوای گرم از فاصله دور برای گرم کردن آب حمام هیزم میآورد و استراحت را بر خود حرام کرده است. به نزدیک حمامی رفت و گفت: کار بسیار سختی داری، در هوای گرم هیزمها را از مسافت دوری میآوری و ..... حمامی گفت: این نیز بگذرد...! مرد وارد حمام شد و گفت: یک سال پیش که آمدم کار بسیار سختی داشتی ولی اکنون کار راحتتری داری، حمامی گفت: این نیز بگذرد...! دو سال بعد هم خواب دید این بار زودتر به محل حمام رفت ولی مرد حمامی را ندید وقتی جویا شد گفتند: او دیگر حمامی نیست در بازار تیمچهای (پاساژی) دارد و یکی از معتمدین بزرگ است. به بازار رفت و آن مرد را دید گفت: خدا را شکر که تا چندی پیش حمامی بودی ولی اکنون میبینم معتمد بازار و صاحب تیمچهای شدهای، حمامی گفت: این نیز بگذرد...! چندی که گذشت این بار خود به دیدن بازاری رفت ولی او آن جا نبود. مردم گفتند: پادشاه فرد مورد اعتمادی را برای خزانه داری خود میخواسته ولی بهتر از این مرد کسی را پیدا نکرد و او در مدتی کم از نزدیکترین وزیر پادشاه شد و چون پادشاه او را امین میدانست وصیت کرد که پس از مرگش او را جانشینش قرار دهند. کمی بعد از وصیت، پادشاه فوت کرد اکنون او پادشاه است. مرد به کاخ پادشاهی رفت و از نزدیک شاهد کارهای حمامی قبلی و پادشاه فعلی بود جلو رفت خود را معرفی کرد و گفت: خدا را شکر که تو را در مقام بلند پادشاهی میبینم پادشاه فعلی و حمامی قبلی. گفت: این نیز بگذرد...! مرد شگفت زده شد و گفت: از مقام پادشاهی بالاتر چه میخواهی که باید بگذرد؟!! ولی مرد سفر بعدی که به دربار پادشاهی مراجعه کرد گفتند: پادشاه مرده است ناراحت شد به گورستان رفت تا عرض ادبی کرده باشد. مشاهده کرد بر روی سنگ قبری که در زمان حیاتش آماده نموده حک کرده و نوشته است این نیز بگذرد...! نوشته شده در تاريخ یک شنبه 27 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
يه کلاغ و يه خرس سوار هواپيما بودن کلاغه سفارش چايي ميده چايي رو که ميارن يه کميشو ميخوره باقيشو مي پاشه به مهموندار نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 23 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 23 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 20 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
قبل از ازدواج : خوابيدن تا لنگ ظهر قبل از ازدواج : رفتن به سفر بي اجازه قبل از ازدواج : خوردن بهترين غذاها بي منت قبل از ازدواج : استراحت مطلق بي جر و بحث قبل از ازدواج : ديد و بازديد از اماكن تفريحي قبل از ازدواج : آموزش گيتار و سنتور و غيره قبل از ازدواج : گرفتن پول تو جيبي از پاپا قبل از ازدواج : ايستادن در صف سينما و استخر قبل از ازدواج : رفتن به سفرهاي هفتگي نوشته شده در تاريخ یک شنبه 20 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
نوشته شده در تاريخ شنبه 19 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
نوشته شده در تاريخ جمعه 18 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
آیا در طول زندگی تان تعداد بیلبوردهای تبلیغاتی ای که به هنگام پیاده روی و یا رانندگی مشاهده نموده اید را شمرده اید؟ من از این که بگویم نمی توانم بسیاری از آن ها را به یاد آورم متاسف هستم، اما صادقانه معتقدم این مشکلِ من نیست زیرا که خودِ بیلبورد می بایست به اندازه کافی خوب باشد که بتواند مرا به سمت خودش جذب کند! توضیح: در این متن عبارات بیلبورد تبلیغاتی و تبلیغ بیلبوردی با هم معادل هستند. (منبع تصویر: Ads Of The World ) چه چیزی باعث ممتاز شدن یک بیلبورد می شود؟ یا از خودتان یک سوآل بپرسید، چه چیزی می تواند باعث شود رانندگان به هنگام رانندگی زندگی خودشان را برای نگاه کردن به بیلبوردها به مخاطره بیاندازند؟ یک بیلبوردِ ممتاز می تواند به خوبی به این پرسش پاسخ دهد. این بیلبوردها می بایست گرافیک محور، آگاهی بخش، جالب توجه، پرنفوذ و خلاق باشند. احمقانه به نظر می رسد؟ نه، تعداد بسیار زیادی از بیلبوردها هستند که این ها را انجام داده اند و من در این ایمیل می خواهم ۴۰ عدد از تبلیغات بیلبوردی ای که بسیار جذاب و خلاقانه هستند را معرفی کنم. این تبلیغات به شما اثبات خواهند نمود که خلاقیت را هیچ حد و مرزی نیست، پس از دیدن آن ها لذت ببرید!
: آسمان. این بیلبورد توسط آژانس GWT از کشور هندوستان ساخته شده است. این آژانس برای بیانِ پیام خود از خطای دید استفاده کرده است. روشی صریح برای بیانِ “Natural Finish Colours”. (منبع تصویر: Ads Of The World)
برای ديدن سایر تصاویر زیبا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ جمعه 18 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
یه آبادانیه و يه لره میرن شبونه یک دیوار رو خراب کنن...
آبادانیه به لره میگه: تو چراغ رو بگیر من هم پتک میزنم... آبادانیه هر موقع كه پتک میزده یک آجر هم می افتاده... لره به آبادانيه میگه: خسته شدي بیا تو چراغ بگیر تا من پتک بزنم... آبادانیه از لره چراغ رو ميگیره و لره هم با زدن یک ضربه خفن پتك به ديوارتمام دیوار و يكهو میریزه پایین! آبادانیه به لره ميگه: ولک حال کردی... اینطوری چراغ میگیرنا نوشته شده در تاريخ جمعه 18 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
نوشته شده در تاريخ جمعه 18 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
نوشته شده در تاريخ جمعه 18 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
در افسانه های شرقی قدیم آمده است که یکی از پادشاهان بزرگ برای جاودانه کردن نام و پادشاهی خود تصمیم گرفت که قصری باشکوه بسازد که در دنیا بی نظیر باشد و تالار اصلی ان در عین شکوه و بزرگی و عظمت ستونی نداشته باشد !!! اما پس از سالها و کار وتلاش و محاسبه ، کسی از عهده ساخت سقف تالار اصلی بر نیامد و معماران مدعی زیادی بر سر این کار جان خود را از دست دادند تا اینکه ناکامی پادشاه او را به شدت افسرده و خشمگین ساخت و دست آخر معلوم شد که معمار زبر دست و افسانه ای به نام سنمار وجود دارد که این کار از عهده او بر می آید ... و بالاخره او را یافتند و کار را به او سپردند و او طرحی نو در انداخت و کاخ افسانه ای خورنق را تا زیر سقف بالا برد و اعجاب و تحسین همگان را برانگیخت اما درست وقتی که دیواره ها به زیر سقف رسید سنمار ناپدید شد و کار اتمام قصر خورنق نیمه کار ماند ... مدتها پی او گشتند ولی اثری از او نجستند و پادشاه خشمگین و ناکام دستور دستگیری و محاکمه و مرگ او را صادر کرد تا پس از هفت سال دوباره سر و کله سنمار پیدا شد . او که با پای خود امده بود دست بسته و در غل و زنجیر به حضور پادشاه آورده شد و شاه دستور داد او را به قتل برسانند اما سنمار درخواست کرد قبل از مرگ به حرفهای او گوش کنند و توضیح داد که علت ناکامی معماران قبلی در برافراشتن سقف تالار بی ستون این بوده است که زمین به دلیل فشار دیواره ها و عوارض طبیعی نشست می کند و اگر پس از بالا رفتن دیواره بلافاصله سقف ساخته شود به دلیل نشست زمین بعدا سقف نیز ترک خورد و فرو می ریزد و قصر جاودانه نخواهد شد... پس لازم بود مدت هفت سال سپری شود تا زمین و دیواره ها نهایت افت و نشست خود را داشته باشند تا هنگام ساخت سقف که موعدش همین حالا است مشکلی پیش نیاید و اگر من در همان موقع این موضوع را به شما می گفتم حمل بر ناتوانی من می کردید و من نیز به سرنوشت دیگر معماران ناکام به کام مرگ می رفتم ... پادشاه و وزیران به هوش و ذکاوت او آفرین گفتند و ادامه کار را با پاداش بزرگتری به او سپردند و سنمار ظرف یک سال قصر خورنق را اتمام و آماده افتتاح نمود . مراسم باشکوهی برای افتتاح قصر در نظر گرفته شد و شخصیتهای بزرگ سیاسی آن عصر و سرزمینهای همسایه نیز به جشن دعوت شدند و سنمار با شور و اشتیاق فراون تالارها و سرسراها واطاقها و راهروها و طبقات و پلکانها و ایوانها و چشم اندازهای زیبا و اسرار امیز قصر را به پادشاه و هیات همراه نشان میداد و دست آخر پادشاه را به یک اطاق کوچک مخفی برد و رازی را با در میان گذاشت و به دیواری اشاره کرد و تکه اجری را نشان داد و گفت : کل بنای این قصر به این یک آجر متکی است که اگر آنرا از جای خود در آوری کل قصر به تدریج و آرامی ظرف مدت یک ساعت فرو میریزد و این کار برای این کردم که اگر یک روز کشورت به دست بیگانگان افتاد نتوانند این قصر افسانه ای را تملک کنند شاه خیلی خیلی خوشحال شد و از سر شگفتی سنمار به خاطر هنر و هوش و درایتش تحسین کرد و به او وعده پاداشی بزرگ داد و گفت این راز را باکسی در میان نگذار ... تا اینکه در روز موعود قرار شد پاداش سنمار معمار را بدهد . او را با تشریفات تمام به بالاترین ایوان قصر بردند و در برابر چشم تماشا گران دستور داد به پایین پرتابش کنند تا بمیرد!!! سنمار در آخرین لحظات حیات خود به چشمان پادشاه نگاه کرد و با زبان بی زبانی پرسید چرا ؟؟؟!!! و پادشاه گفت برای اینکه جز من کسی راز جاودانگی و فنای قصر نداند و با این جمله او را به پایین پرتاب کرده و راز را برای همیشه از همه مخفی نگاه داشت...! نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 16 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 16 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
این خانم خانه دار رومانیایی تنها با 25 سال سن، لقب جوانترین مادربزرگ دنیا را به خود اختصاص داده است. ریفکا استانسکو در 12 سالگی صاحب اولین فرزند خود شد و نامش را ماریا گذاشت. هر چند مادر به دخترش توصیه کرده بود که مثل او زود ازدواج نکند، اما ظاهرا گوش ماریا به این حرف ها بدهکار نبود، چراکه او هم در یازده سالگی صاحب فرزند شد. به این ترتیب ریفکا تنها 23 سال داشت که طعم مادربزرگ شدن را چشید. نوشته شده در تاريخ یک شنبه 13 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
چند روزی به آمدن عيد مانده بود. بیشتر بچه ها غایب بودند، یا اکثرا" رفته بودند به شهرها و شهرستان های خودشان یا گرفتار کارهای عید بودند اما استاد ما بدون هیچ تاخیری آمد سر کلاس و شروع کرد به درس دادن. این برای چیه؟
نوشته شده در تاريخ شنبه 12 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
نوشته شده در تاريخ شنبه 12 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 9 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 9 شهريور 1390برچسب:, توسط محمد قنواتی
|
ما حيوانات را خيلي دوست داريم، بابايمان هم همينطور. ما هر روز در مورد حيوانات حرف ميزنيم ، بابايمان هم همينطور.
بابايمان هميشه وقتي با ما حرف مي زند از حيوانات هم ياد ميکند، مثلا امروز بابايمان دوبار به ما گفت؛ توله سگ مگه تو مشق نداري که نشستي پاي تلوزيون؟
و هر وقت ما پول مي خواهيم مي گويد؛ کره خر مگه من نشستم سر گنج؟
چند روز پيش وقتي ما با مامانمان و بابايمان مي رفتيم خونه عمه زهرا يک تاکسي داشت مي زد به پيکان بابايمان. بابايمان هم که آن روي سگش آمده بود بالا به آقاهه گفت؛ مگه کوري گوساله؟ آقاهه هم گفت؛ کور باباته يابو، پياده مي شم همچين مي زنمت که به خر بگي زن دايي، بابايمان هم گفت: برو بينيم بابا جوجه و عين قرقي پريد پايين ولي آقاهه از بابايمان خيلي گنده تر بود و بابايمان را مثل سگ کتک زد. بعدش مامانمان به بابايمان گفت؛ مگه کرم داري آخه؟ خرس گنده مجبوري عين خروس جنگي بپري به مردم؟
ما نتيجه مي گيريم که خيلي خوب شد که ما در ايران به دنيا آمديم تا بتونيم هر روز از اسم حيوانات که نعمت خداوند هستند استفاده کنيم و در موردشان حرف بزنيم و و نمي دانيم اگر در ايران به دنيا نيامده بوديم چه کاری بايد مي کرديم.
|
قالب های نازترین جوک و اس ام اس زیباترین سایت ایرانی جدید ترین سایت عکس نازترین عکسهای ایرانی بهترین سرویس وبلاگ دهی وبلاگ دهی LoxBlog.Com
Alternative content افزایش بازدید سایت بصورت رایگان ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]() |