پادشاه ممالک خطیم/صفحه مشق ما قلمرو ماست
موضوعات وبلاگ : هنری/حقوقی/روابط عمومی/طنز و حکایات عبرت آموز
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند. تا به حال واسه چند نفر پل ساختیم؟!!
حیوانات زال یا سفید نمونه های نادری از گونه های خود هستند که به دلیل ناهنجاریهای ژنتیکی رنگ طبیعی آنها تغییر می کند. زالی نه تنها در انسان بلکه در سایر موجودات نیز دیده می شود. در این پدیده نادر جهشهای ژنتیکی رخ می دهد که به خاطر آن حیوان قادر به تولید ملانین نیست. این فرایند موجب می شود که حیوان به رنگ سفید در بیاید و یا پوست، مو و چشمهای آن بدون رنگ باشد که این بی رنگی اغلب به صورت صورتی بسیار کمرنگ و یا شیری کمرنگ خود را نشان می دهد. به دلیل جذاب و نادر بودن زالی، مجله نشنال جغرافی در گزارشی تصویری به معرفی نمونه هایی از حیوانات کمیاب پرداخته است.
برای ديدن سایر تصاویر زیبا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب...
هر وقت من یك کار خوب می كنم مامانم به من می گوید بزرگ كه شدی برایت یك زن خوب می گیرم. یک دسر شکلاتی به قیمت 42 میلیون تومان در انگلیس، رکورد گرانترین دسر شکلاتی جهان را شکست. ![]() ![]() 25 نفر در اقدامی عجیب 6 ساعت وقت خود را برای ساختن یک جکوزی عجیب صرف کردند. این افراد پروژه خود را بر روی پل New Gueuroz در سوئیس اجرا نمودند.هدف آنها از این همه سعی و تلاش حمام آب گرم در محیطی آرام و بدون هیاهو با منظره ای فوق العاده زیبا بود که به آنها آرامش بدهد. البته این گرد همایی جالب توسط یک شرکت تولید کننده لوازم تفریحی و سرگرمی آبی تهیه شده بود.
ادامه مطلب...
در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می کردند. بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می کردند و به راحتی می شد فکرشان را از نگاهشان خواند:
«نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند .» پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد ، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست.یک ساندویچ همبرگر ، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود. پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه ی مساوی تقسیم کرد. سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد. پیرمرد کمی نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه می کردند و این بار به این فــکر می کردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمی توانند دو ساندویچ سفــارش بدهند. پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینی هایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : « همه چیز رو به راه است ، ما عادت داریم در همه چیز شریک باشیم . » مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می خورد، پیرزن او را نگاه می کند و لب به غذایش نمی زند. بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: « ما عادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.» همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد ، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: «می توانم سوالی از شما بپرسم خانم؟» پیرزن جواب داد: «بفرمایید.» - چرا شما چیزی نمی خورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید . منتظر چی هستید؟ » پیرزن جواب داد: « منتظر دندانهــــــا !»...!!
حاج آقا جمال از بازاری های به نام اصفهان ، پسری داشت به نام " جلال " که توی خانه " آقا جلال " صدایش می کردند . حاج آقا جمال به آقا جلال قول داده بود که اگر نمرات خوبی کسب کند برایش یک جایزه می خرد و اما بشنوید دنباله حکایت را به لهجه اصفهانی : جلال – بابا جمال ، جایزه برام یه " پلی استیشن " می خری ؟ حاج آقا جمال – چی چی استیشن ؟ بیبین جلال ، من که جوون بودم ، یه پیکان استیشن سرخ داشتم دوزار نمی ارزید ، هر روز زهواری یه جاش در رفته بود و یه مرگیش بود ! استیشن مستیشن را ولش ، یه چیزی دیگه بوگو تا براد بسونم ! جلال – بابا جمال ، پس برام یه " سگا " می خری ؟ حاج آقا جمال – گاز بیگیر زبونتا ، من سگ تو این خونه بیارم ، تو این خونه یا جا منس یا جا سگ ! تو نجس و پاکی سرت نمی شه ؟ تو دین نداری ، ایمون نداری ؟ فردا ، پس فردا تو در و همسایه نمی گن کیس خونه حاج آقا جمال واق می زنه ؟ یه چیزی دیگه بوگو تا براد بسونم ! جلال – بابا جمال ، پس برام یه " گوشی موبایل ، می خری ؟ حاج آقا جمال – گوشی موبایل بخرم که از صبح سحر تا نصف شب بذاریش در گوشت و با رفیقات قصه حسین کرد را تعریف کونی؟آ حتماً زنگشم صدا آروغ و بادگلو باشه ؟ آخر ماهم یه قبضی چهل پنجاه هزار تونی بیارن بیخی ریش من ؟ یه چیزی دیگه بوگو تا براد بسونم ! جلال – بابا جمال ، پس برام یه جفت " کفش اسکیت ، می خری ؟ حاج آقا جمال – از این ارسی زهرماریا بخرم که باش بری تو خیابون هی دور خودت چرخ بزنی ، سرت گیج برد بخوری زمین ، یه جاید بشکند ، تا آخر عمر کج و کوله و چلاق وبالی گردن من بشی ؟ همینجورت چه تحفه ای هستی که دیگه یه وری هم بشی ! یه چیزی دیگه بوگو تا براد بسونم ! جلال – بابا جمال پس برام یه " آنتنی ماهواره " می خری ؟ حاج آقا جمال – ماهواره بخرم که تو هم مثلی آدما توش دیونه بشی؟ گیسادا بلند کونی و زیر ابرو ورداری و خشتک شلوارت زمینا جارو بزنه ؟ اون وقت دیگه توشهر آبرو برام باقی می مونه ؟ دیگه می تونم تو محله سربلند کونم ؟ که از فرداش برام دست بگیرن ، همه جا بگن پسری حاج آقا جمال " اوا " از آب در اومده؟ جلال ( با گریه و زاری ) – هر چی می گم که یه چیزی می گوی اصلش کوفت بخر زهرمار بخر ! حاج آقا جمال – حالا درباره اینها یه فکری می کونم ، پاشو مشقادا بنویس ، درس بخون که نمره خوب بیاری که بابا باز هم بتوند براد جایزه بخره ! * پاورقی بسونم = بخرم ارسی = کفش به رفیقم میگم گوشیمو جا گذاشتم خونه گوشیتو چند لحظه بده، میگه میخوای زنگ بزنی؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام ببینم كلیپ خانوادگی جدید چی داری تو گوشیت ! عكس برادرزاده هامو نشون دوستم دادم با مامانشون. برگشته میگه ااِاا داداشت زنم داره؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اینارو تو قرعه كشی بانك برنده شده ... بعد مشخص شدن 3 تا از نمره ها و قطعی شدن مشروطی با رفیقمون رفتیم پارک یه بادی به کلمون بخوره، دختره اومده نشسته جلومون هِی چشمُ و ابرو میاد. رفیقم میگه داره آمار میده؟! پـَـَـ نــه پـَـَــــ دلقک بازی در میاره مارو از این وَضع خارج کنه! شب ساعت 11 اومدم خونه بابام آیفونو برداشته میگه میای بالا؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ آشغالا رو که میاری پایین ماهیانه منم بیار !!! تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده 4 لیتری تکون میدیم ! طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟ میگیم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم ! یه گوسفند خریده بودیم بسته بودیمش به درخت که قربونیش کنیم دختر خالم اومده میگه آخــــــی میخوان این طفلی رو بکشن؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ کار بد کرده بستیمش به درخت درس عبرتی باشه واسه بقیه ی گوسفندا با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه: شمام عسل میخواین!؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم!! یه روز با جعبه خیلی بزرك رفتم اداره پُست، كًذاشتم رو ترازو جعبه رو كارمنده اومده میكًه می خوای پُست كنُی؟! كًفتم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم وزنش كنم ببینم اكًر اضافه وزن داره شبها بهش شام ندم تو خیابون کفتر رو سر دوستم طرح زد! بعد دست میکشه سرش میگه ااااااااه کفتر بود ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ پری دریایی بود بوس فرستاد! به یارو میگم قالپاق ریو دارین؟ می پرسه ماشینت ریو هست ؟!؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ لامبورگینیِه قالپاق ریو میندازم یه وقت ریا نشه!!! به دوستم میگم : وقتشه که دیگه برات آستین بالا بزنیم، میگه یعنی زن بگیرین ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ وضو بگیریم نماز جماعت بخونیم ماشین رو بردم سرویس، میگم فـــیلترش هم بذار، میگه فیـــلتر هوا؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک با رفیقم رفتیم پیک نیک ... بهش چاقو دادم در کنسروو باز کنه. میگه: با چاقو بازش کنم؟! پـَـَـ نــه پـَـَــــ راست کلیک کن روش اوپن ویت بزن با مدیا پلیر بازش کن ماشینو تو روزنامه تبلیغ کردم. میگه میخوای بفروشیش؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ معدلش بیست شده ازش قدردانی کردم سوار ماشین بودیم یه موتور با سرعت دویست تا از کنارمون عبور کرده، رفیقم داشت با موبایلش ور میرفت ندیدش، میگه:موتور بود؟ گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ میگ میگ بود؟! رفتم آسایشگاه برای دیدن سالمندان. مسئول اونجا میگه : اومدی عیادت ؟ میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ خیال کردی اومدم 2 تا از این پیرمردها رو ببرم بزرگ کنم؟! تو خیابون موتوریه اومد کیفم رو قاپید، یارو میپرسه دزد بود؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ رفیقم بود اومده بود امانتیش رو پس بگیره، فقط خواست هیجانش بیشتر باشه رفتم از قسمت قفسه باز کتابخونه 2 تا کتاب برداشتم آوردم گذاشتم جلوی مسئولش که وارد حسابم کنه؛ میگه: میخوای ببریشون؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم کتابارو بهت توصیه کنم بخونی، میانگین ساعت مطالعه تو مملکت بره بالا رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم! زنگ زدم 115، میگه آمبولانس میخواین قربان؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه پلیس 110 میخوام. بقیش هم آدامس بدین! لامپ اتاقم سوخته، بابام اومده میگه میخوای عوضش کنی؟؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام بهش پماد سوختگی بمالم خوب شه رفتیم جلو دانشکده رو چمن نشستیم یکم درس بخونیم قبل امتحان. باغبون دانشگاه اومده میگه میخوام فواره ها رو باز کنم، پا میشید؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ میشینیم قبل جلسه یه دوش آب سرد بگیریم، حال بیایم تو مترو همه رو سر هم سوار شدن خانومِ اومده میگه اون وسط جا نیست؟! پـَـَـ نــه پـَـَــــ جا هست ما مثِ مارمولک چسبیدیم به شیشه یِ در!! رفتیم تو اتوبان. ترافیک زیادی بود. دوستم میگه احسان، ترافیکه؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه اینکه احساسه غریبی بهمون دست نده، ماشینا چسبیدن به ما پام رفته تو چاله وسط خیابون با مغز پهن شدم رو زمین اومدن دورمو گرفتن میگن خوردی زمین؟! گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ! دارم سجده شکر به جا میارم میرم نونوایی میگم حاجی بش دانا بربری خاشخاشلری ور. میگه سن ترک سن؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ لرم آپگرید شدم یارو زنگ زده خونه ما میگه اداره ثبت احوال؟ میگم نخیر. میگه ااااا اشتباه گرفتم؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شما درست گرفتی من اشتباه ورداشتم ! رفتم پرنده فروشی میگم آقا قناریهای نر و مادتون کدومان ؟ میگه میخوای بخری ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ مامور منکراتم اومدم ببینم قفسشون یه وقت مختلط نباشه داریم راز بقا میبینیم ... پرنده داره تخم میذاره ... دوستم میگه تخم گذاشت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ جیش کرد به صورت بسته بندی شده ! با دوستم رفتیم بام تهران. یه یارو تو بانجی جامپینگ داشت بالا پایین میرفت ... دوستم میگه اگه این کش پاره بشه می خوره زمین داغون می شه؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوره زمین هوا میره نمی دونی تا کجا میره ... به دوستم میگم یه ذره حجابتو درست کن ... میگیرن ! میگه کی ؟ پلیسا ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دست اندرکاران شبکه فشن تی وی ! داشتم یه گربه رو تو سبد می بردم صدای میو میوش کل خیابون رو برداشته بود ... دختره میگه گربس؟! پـَـَـ نــه پـَـَــــ نهنگه اختلال ژنیتیکی پیدا کرده تو تاکسی نشستم. میگم آقا پیاده میشم ... میگه نگه دارم ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ چه کاریه ! ... خودمو پرت میکنم بیرون. دیگه بالاخره شمام خسته شدی از صبح پشت فرمون ! زنگ زدم اورژانس میگم تصادف شده. یارو میپرسه کسی هم صدمه دیده؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ فقط زنگ زدم بگم همه سالمند که از نگرانی درتون بیارم ! قرص پشه گرفتم. داداشم میگه باید بزارم تو دستگاه؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ صبح، ظهر، شب با یه لیوان آب بده به پشهها سر یک ماه حالشون خوب میشه ! رفتم به همسایه مون می گم تخم مرغ داری؟ میگه می خوای غذا درست کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسی داره رفتم دندونپزشکی به دکتره میگم آقای دکتر این دندون عقلم کج دراومده. اومدم حسابشو برسی! دکتره میگه یعنی میگی بکشمش؟! پـَـَـ نــه پـَـَــــ گفتم دکتری ... یکم نصیحتش کنی بلکه به راه راست هدایت شه رفتم سوپر مارکت میگم یه نوشابه بزرگ بده. میگه یعنی خانوادگی باشه ؟! پـَـَـ نــه پـَـَــــ مجردم بود اشکالی نداره. فقط محجوب باشه و اهل نماز و روزه قورمه سبزی آوردند سر میز، دوستم می پرسه قرمه سبزیه؟! پـَـَـ نــه پـَـَــــ کوکو سبزیه آبشو زیاد کردن کم نیاد توی اخبار بانوان با مربی بدمینتون بانوان مصاحبه می کرد می گفت امسال مقامی هم آوردین؟ جواب داد اگه منظورتون اول تا سومه نه! پـَـَـ نــه پـَـَــــ منظورش مقام هفتاد و چهارمه که از هفتاد و پنج کشور کسب کردین! می گم فن رو چرا روی cpu نذاشتی، می سوزه ها. می گه یعنی باید بذارم ؟ می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ پنکه سقفی بذار، کلاسش بیشتره ... می گم آدرس خیابون قائم مقام فراهانی،میدان شعاع. می گه یعنی تا قائم مقام باید برم ؟ می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ، تا امیر کبیر برو سلام برسون بهشون صبح پا شدم رفتم سایپا میگم خانم یه پیش فاکتور 132 میخوام میگه پراید؟! پـَـَـ نــه پـَـَــــ بوگاتی وِیرون مدل 132 تحت لیسانس سایپا!!! رفتم سر تمرین ریل مادرید از کاکا عکس و امضا گرفتم به عمّم نشون میدم میگه ااا رفتی امروز سر کمپشون؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خود کاکا تو اتاقم طی الارض کرد تا باهام عکس بندازه و امضا بده پایان نامم تموم شده زنگ زدم به استاد میگه میخوای دفاع کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام حمله کنم به داداشم میگم برو عصای آقاجون رو بیار؛ میگه آقاجون میخواد بره مگه؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ ؛ میخواد به اذن پروردگار عصا رو تبدیل به اژدها کنه تو بانک واسه یه پیرزنه داشتم فیش پر میکردم ازش میپرسم شماره تلفن می گه می خای تو فیش بنویسی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهات شبا با هم تلفنی صحبت داشته باشم از خواب بیدار شدم بابام اومده میگه بیدار شدی ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ خوابم خودمو زدم به بیداری ! روزی بزرگان ایرانی وموبدان زرتشتی از کوروش بزرگ خواستند که برای ایران زمین نیایش کند و ایشان اینگونه فرمود : خداوندا ، اهورا مزدا ، ای بزرگ آفریننده این سرزمین بزرگ، سرزمینم ومردمم را از دروغ و دروغگویی به دور بدار...! پس از اتمام نیایش عده ای در فکر فرو رفتند و از شاه ایران پرسیدند که چرا این گونه نیایش نمودید؟! فرمودند : چه باید می گفتم؟ یکی گفت : برای خشکسالی نیایش مینمودید ! کوروش بزرگ فرمودند: برای جلو گیری از خشکسالی انبارهای آذوقه وغلات می سازیم... دیگری اینگونه گفت : برای جلوگیری از هجوم بیگانگان نیایش می کردید ! پاسخ شنید : قوای نظامی را قوی میسازیم واز مرزها دفاع می کنیم... عده ای دیگر گفتند : برای جلوگیری از سیلهای خروشان نیایش می کردید ! پاسخ دادند : نیرو بسیج میکنیم وسدهایی برای جلوگیری از هجوم سیل می سازیم... وهمینگونه پرسیدند وبه همین ترتیب پاسخ شنیدند... تا این که یکی پرسید : شاهنشاها ! منظور شما از این گونه نیایش چه بود؟! کوروش تبسمی نمود واین گونه پاسخ داد : من برای هر پرسش شما ، پاسخی قانع کننده آوردم ولی اگر روزی یکی از شما نزد من آید و دروغی گوید که به ضرر سرزمینم باشد من چگونه از آن باخبر گردم واقدام نمایم؟! پس بیاییم از کسانی شویم که به راست گویی روی آورند ودروغ را از سرزمینمان دور سازیم که هر عمل زشتی صورت گیرد ، اولین دلیل آن دروغ است...
آیا میدانید ؟ اگر کوروش بزرگ ماهی 100 میلیون تومان پس انداز میکرد بعد از 2500 سال صاحب 3000 میلیارد تومان میشد ؟ اعتبار دوستى شما رو به اتمام است با وارد نمودن رمزطلایى غصه زیاد بخورین ... خلاصه هر کاری که میتونین انجام بدین تا زود پیر شین ! فرق آقايون و خانوم ها : آقايون وقتي پولدار ميشن شيطون ميشن خانوم ها وقتي شيطون ميشن پولدار ميشن !! به غضنفر ميگن بستني کيم رو چه جوري مي خورن؟ گاو اولي : ماااااااااااااااا به یارو میگن طاقت شنیدن خبر بد داری ؟ میگه آره ، گفتن بابات مرد ! گفت: خاک تو سرت فکر کردم یارانه ها رو قطع کردن ! زندگی چیست !؟ فاصله ی بین مای بیبی تا ایزی لایف ! زنها مثل کامپیوترهستند یک بار خودش را میگیری و یک عمر لوازم جانبی آنرا ! در چه ماهی هست که زنها در آن کمتر حرف میزنند !؟ جواب: ماه اسفند آخه ۲۹ روزه ! معنی چراغ زرد در دنیا : از سرعت خود بکاهید وآماده ی توقف شوید آیا میدانید. غضنفر از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. غضنفر می گه: آهان فهمیدم، شلنگه ژاپني ها ميگن : ما ميتونيم ، مگر اينکه بلايي نازل بشه !!! یکی به یکی دیگه میگه: چرا کولر نمی خری؟ خدا یا کیفیت رو فدای کمیت نکن. کمتر خلق کن ولی آدم خلق کن!
تا هنگامی که مجردی هرکی بهت میرسه میگه:
تو که همه چی داری چرا ازدواج نمیکنی؟
وقتی ازدواج کردی هرکی بهت میرسه میپرسه: تو که همه چی داشتی واسه چی ازدواج کردی! ![]() سال ها گذشت و کسی ندید که انسانی با قاشق چای خوری ،چای بخورد
همه از پسر نوح بدی میگن ولی هیشکی بهش حق نمیده بابت شکاف نسلی که با حضرت نوح داشت! وقتی با همسرم بیرون میریم من هميشه دست همسرم رو در دستم ميگيرم،نه از بابت محبّت زیاد ازین بابت که اگه رهاش كنم ميره خريد
با ارزش ترین پول دنیا "تومن" شناخته شد، چون هم تو هستی توش، هم منگشت ارشاد به دختر: دختركجا ميری؟ اصفهانیه صبح از خواب پا میشه به زنش میگه: خانوم دوتا تخم مرغ بپز من میرم بالا پشت بوم این آنتنو درست کنم. میره بالا پشتبوم پاش لیز میخوره می دونی چرا با ازدواج دین آدم کامل میشه؟ ازدواج یعنی از دست دادن توجه تعداد کثیری از افراد
اینایی که همه چیزو رو دسکتاپ سیو میکنن همونایی هستن که از راه میرسن شلوارشونو پرت میکنن گوشهی اتاق ! اگه 9/9/90 ازدواج کنم نهمین سالگرد ازدواجمون میشه 9/9/99 .... انجمن خلاقان بیکار دو تا سوسک پولدار ازدواج مي کنند. ماه عسل ميرن توالت فرنگي!
ایران دومین مصرف کننده مواد مخدر در جهان است خجالت نمی کشید ؟ یه خرده همت کنید تا قهرمانی راهی نیست! از غضنفر مي پرسن دوست داري توي تاکسي با کي بشيني؟ ميگه با يه دختر خوش قد و بالا وخوشگل و قد بلند با نامزدش. ميگن واااا اخه براي چي بانامزدش ؟ ميگه اخه ميچسبن به هم جا براي من باز مي شه به غضنفر ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:*** كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: آخه خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه،میفهمی خره، يهو ديدي پرواز كرد! مادر پسره براش میره خواستگاری، پدر دختره میپرسه خوب پسرتون چه کاره هست؟ از بچه یه آخونده میپرسن بابات چیکارست روش نمیشده بگه آخونده میگه کمربند مشکی قرآن داره از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من از شیشه پاک کن استفاده می کنم!
سوال: چرا در اسلام چهار تا زن بيشتر نميشه گرفت؟ پاسخ: چون اگه 5 تا بشه بايد يکيشو خمس بدي! قدیما برق ها رو روشن میذاشتیم میرفتیم مسافرت،دزده فک کنه یکی خونه هست، الان هرجوری حساب میکنیم برق ها رو خاموش کنیم و دزد بزنه به صرفه تره ! التماس غضنفر به عابر بانک!..غلط کردم، پول نميخوام فقط گواهى نامه ام رو پس بده!
غضنفر تراکتور میخره بلد نیست خاموشش کنه میبندتش به درخت!! غضنفر میخواست یک زیر دریایی رو غرق کنه میره در میزنه فرار میکنه ! فتوای جدید : از این پس خوردن بستنی عروسکی حرامه چون معلوم نیست دختره یا پسره !
کاریکاتور/ رویانیان مردی برای تمام فصول |
قالب های نازترین جوک و اس ام اس زیباترین سایت ایرانی جدید ترین سایت عکس نازترین عکسهای ایرانی بهترین سرویس وبلاگ دهی وبلاگ دهی LoxBlog.Com
Alternative content افزایش بازدید سایت بصورت رایگان ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]() |